داستان گویی های موفق در دنیای برندها - قسمت اول - آژانس تبلیغاتی ربیک

برندهای موفق می‌دانند که چگونه از داستان‌ها برای رساندن واضح‌تر پیامشان استفاده کنند و همچنین این را نیز می‌دانند که داستانگویی یکی از قدرتمندترین شیوه‌ها در بازاریابی محسوب می‌شود. 

در این مجموعه می‌خواهیم نگاهی بیاندازیم به بهترین نمونه‌ها از داستان‌های جذاب برندها.اما چرا داستان‌ها؟ 

۱- زیرا داستان‌ها بزرگ‌ترین اسلحه‌ی ما برای مبارزه در یک بازار شلوغ محسوب می‌شوند. 

۲- زیرا اطلاعات را به شیوه‌‌ای دسته‌بندی می‌کنند که مردم برای شنیدنشان اشتیاق داشته باشند. 

۳- زیرا داستان‌ها قدرتمند‌ترین ابزار برای تاثیر گذاشتن بر ذهن انسان‌ها محسوب می‌شوند. 

به زبان ساده می‌توان گفت: داستان‌ها در بازاریابی همانند فیلترهایی هستند که به ما امکان می‌دهند پیاممان را ساده‌تر کنیم. 

بنابراین مردم می‌توانند ما را ببینند، صدایمان را بشنوند و درکمان کنند. 

قصه گفتن درک جهان را برای ما آسان می‌‌کند. 

داستان‌ها تنها راهی هستند که می‌‌توانیم به وسیله‌شان یک ایده را گسترش دهیم. 

اما بازاریاب‌ها داستان گویی را خلق نکرده‌اند، آنها فقط آن را کامل کرده‌اند. 

بیایید باهم نگاهی بیاندازیم به برخی از برندهای معروف و داستان‌های آنها

۱- اپل 

شرکت اپل به محض اینکه استیو جابز تصمیم گرفت تا پیام شرکت خود را با فیلتر کردن آن از طریق داستان‌ها ارائه دهد، شروع به رشد قابل توجهی کرد. 

اپل داستانی را تعریف می‌کند که مشتری آنها را به یک قهرمان تبدیل می‌کند، فردی خلاق که متفاوت فکر می‌کند. 

تحول در طرز فکر استیو جابز پس از شروع کار و مشارکت او در ساخت کارخانه‌ی شگفت‌انگیز داستان‌سرایی یعنی کمپانی پیکسار شروع شد. 

هنگامی که استیو جابز از محاصره‌ی داستان‌سرا‌های حرفه‌ای جدا شده و دوباره به شرکت اپل برگشت، متوجه شد که داستان‌ها همه چیزند.

داستان گویی های موفق در دنیای برندها - قسمت اول - آژانس تبلیغاتی ربیک 2
داستان گویی های موفق در دنیای برندها - قسمت اول - آژانس تبلیغاتی ربیک 3
2- استارباکس 

استارباکس نه تنها با ارائه یک فنجان قهوه به مشتریان بلکه با دادن یک محیط راحت و جذاب برای استراحت به آنها تبدیل به استارباکس شد. 

استارباکس داستانی را روایت می‌کند که باعث می‌شود مشتریانشان نسبت به زندگی خود احساس جذاب بودن و اشتیاق بیشتری کنند. 

استارباکس همچنین مکانی را برای ملاقات افراد مختلف فراهم می‌کند که در آن می‌توانند احساس وابستگی و تعلق را تجربه کنند.

این برند فرهنگ آمریکایی را از معاشرت در رستوران‌ها و بارها به معاشرت در یک کافی‌شاپ محلی تغییر داد. 

استارباکس محصولی را که آمریکایی‌ها معمولا پنجاه سنت بابت آن هزینه می‌کردند را برداشته و آن را به نحوی ارائه داد که مردم حاضر بودند برای آن سه تا چهار دلار برای هر فنجان هزینه کنند. 

چگونه؟ زیرا آنها فهمیده بودند که مشتریانشان دقیقا چه احساسی می‌خواهند داشته باشند. 

مشتریان آنها حاضرند هزینه بیشتری برای قهوه بپردازند، زیرا با هر فنجان قهوه احساس ارزشمند بودن بیشتری می‌‌کنند.

ادامه در بخش دوم